مؤلف مجهول

31

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

باب سوم در عدل و ظلم قال اللّه تعالى : « اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » « 1 » و قال تعالى : « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ » « 2 » . شيمهء عدل و احسان بهترين شيم است و نظام ملك و دولت بدان منوط و سعادت دنيا بناصيهء مراعات [ 21 ر ] او معقود . و هركه اين خصلت را عادت كرد ، تمامت كرايم اخلاق را احراز نمود و هيچ از خصال حميده و سجيّهء شهيّه از او در تتق عزت محجوب نماند . و چنان كه ظلم اقبح و اذمّ صفات است ، عدل كه ضدّ اوست احسن و اشرف خصال تواند بود . و بزرگان گفته‌اند : « بالعدل قامت السموات و الارض » اگر عقد نظام عدل گسسته شود در دايرهء وجود هيچ موجود باقى نماند . چه اگر اجزا و اركان تراكيب موجودات كما ينبغى بر هيأت اوفق ازدواج نپذيرد ، وجود صورت نبندد ؛ و اگر در كيفيت و كميت اجزا زيادت يا نقصان متطرّق شود ، هيأت آن به نيت از حليت سلامت عاطل ماند . و بزرجمهر گويد : « العدل ميزان البارى و لذلك ببرّأ « 3 » عن كل زيغ و ميل » . و اگر حمايت معدلت نباشد ، ارباب قوّت دمار از ضعفا برآرند . و چون ضعفا هلاك شوند اقويا پاى برجاى نمانند « 4 » ، و هيچ حارس مملكت را به از عدل نيست . حكايت گويند عامل عمر عبد العزيز از حمص نوشت كه سور مدينهء حمص روى

--> ( 1 ) - قرآن 5 : 8 . ( 2 ) - قرآن 16 : 90 . ( 3 ) - ص : مبرأ . ( 4 ) - ص : نمايند .